حرفی میان ما
حرفی میان ما
چشم بسته حرفی میان ما می گذرد، ولی؛
چشم های پینه بسته از پای انتظار را چه کنم ؟!
نم نمِ اشک،
می تراواند چکامه های مرا
به تو که فکر می کنم
دم می کند خون مرده های تنم
خون به جگر می شوم
پیله می بندد تمام احساسم
پروانه به بار می آورم تمام خیالم را،
هر چند هوای منی
بوی تو را هنوز به خاطر دارم
و نقش می کنم رسیدنِ به تو را
صبوری می کنم دلتنگ شدن هایم را
تو هزاران واژه در سکوت منی
هزاران مفهوم نامعلوم در چشمان منی
راز در راز پیچیده ای؛ در تپش های قلبم
و گنگ می کنم خودم را در خنده های پُر تکرار
وقتی،
چشم بسته حرفی میان ما می گذرد، ولی؛
چشم های پینه بسته از پای انتظار را چه کنم؟!
اشک های پُر شور در شوره زارِ لبم را چه کنم؟!
کانال عاشقانه های
#عبداله_محمدزاده_سامانلو
https://telegram.me/amsamanloo
چشم بسته حرفی میان ما می گذرد، ولی؛
چشم های پینه بسته از پای انتظار را چه کنم ؟!
نم نمِ اشک،
می تراواند چکامه های مرا
به تو که فکر می کنم
دم می کند خون مرده های تنم
خون به جگر می شوم
پیله می بندد تمام احساسم
پروانه به بار می آورم تمام خیالم را،
هر چند هوای منی
بوی تو را هنوز به خاطر دارم
و نقش می کنم رسیدنِ به تو را
صبوری می کنم دلتنگ شدن هایم را
تو هزاران واژه در سکوت منی
هزاران مفهوم نامعلوم در چشمان منی
راز در راز پیچیده ای؛ در تپش های قلبم
و گنگ می کنم خودم را در خنده های پُر تکرار
وقتی،
چشم بسته حرفی میان ما می گذرد، ولی؛
چشم های پینه بسته از پای انتظار را چه کنم؟!
اشک های پُر شور در شوره زارِ لبم را چه کنم؟!
کانال عاشقانه های
#عبداله_محمدزاده_سامانلو
https://telegram.me/amsamanloo
- ۴.۳k
- ۰۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط