{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
زخم از کسی خوریم که رنجش شفای ماست

جائی سرای تست که جای سرای نیست
وانگه در سرای تو خلوتسرای ماست

گر ما خطا کنیم عطای تو بیحدست
نومیدی از عطای تو حد خطای ماست

روزی گدای کوی خودم خوان که بنده را
این سلطنت بسست که گوئی گدای ماست

حاجت بخونبها نبود چون تو می‌کشی
مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست

ما را بدست خویش بکش کان نوازشست
دشنام اگر ز لفظ تو باشد دعای ماست

گر می‌کشی رهینم وگر می‌کشی رهی
هر ناسزا که آن ز تو آید سزای ماست

زهر ار چنانکه دوست دهد نوش دارو است
درد ار چنانک یار فرستد دوای ماست

گفتم که ره برد به سرا پردهٔ تو گفت
خواجو که محرم حرم کبریای ماست

👤خواجوی کرمانی

#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شف...

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شف...

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شف...

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شف...

ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام رامی پرستانیم در ده بادهٔ گلف...

ای لب میگون تو هم شکر و هم شرابوی دل پر خون من هم نمک و هم ک...

مقصود عاشقان دو عالم لقای تستمطلوب طالبان به حقیقت رضای تسته...

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آبما ز چشم می پرستت مست و چشمت ...

چگونه سرو روان گویمت که عین روانینه محض جوهر روحی که روح جوه...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط