{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
زخم از کسی خوریم که رنجش شفای ماست
جائی سرای تست که جای سرای کسی نیست
وانگه در سرای تو خلوتسرای ماست
میشود من به هواے تـو
ڪمی مست ڪنم
بوسہ برچشم تــو
وهرچه در آن هست ڪنم
می شود چشم ببندے
و نگاهم نڪنی
من خجالت نڪشم
آنچه نبایست ڪنم
دیدگاه ها (۳)

ندانستم دلت سنگ است و بی برخیالم تربتی دارد...

عذاب می کشم از دست بودنی بودنکه دلشکسته ام از آدم آهنی بودنع...

برای عشق از چشمت تمنا می کنم هر شب دل بیمار را با تو مداوا...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان ‌خود راسوختم مستانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط