من نه موهام طلاییِ!

من نه موهام طلاییِ!
نه چشمام عسلی!
نه رو ناخن های دستم لاکای رنگ روشن میبینی!
من بلد نیستم با کفش پاشنه بلند راه برم!
هیچوقت یاد نمیگیرم برای دلبری چشامو خُمار کنم!
نمیتونم عادت کنم که کیفمو پر از لوازم آرایشی جورواجور کنم!
من نمیخوام به رستوران های آنچنانی برم!
من میخوام کتونی هامو بپوشم،کوله پشتیمو بردارمو قدم بزنم!
بلند بلند بخندم..
تو خیابون جیغ بزنم..
من میخوام همینجوری ساده بی ریا زندگی کنم:-))
دیدگاه ها (۳۹)

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

KIM V

من نه موهام طلاییِ!نه چشمام عسلی!نه رو ناخن های دستم لاکای ر...

من نه موهام طلاییِ!نه چشمام عسلی!نه رو ناخن های دستم لاکای ر...

مامان ببخشید اما من میخوام:تو خیابون با صدای بلند بخندم فریا...

دلم بچگیمو میخواد! پاهای شنی دستای کاکائویی! دلم می خواد وقت...

spanish girl:32

𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙊𝙣 𝙈𝙮 𝙊𝙬𝙣 𝙏𝙚𝙧𝙢𝙨! part8م/ا:چرا اینقدر دیر کردید_من داشت...

پارت¹⁰(صبح)خیلی آروم چشامو باز کردم!+هئییی یه چیزی دور کمرم ...

عاشق خدمتکارم شدم پارت ۲۰ فصل دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط