{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت¹⁰

پارت¹⁰
(صبح)
خیلی آروم چشامو باز کردم!
+هئییی
یه چیزی دور کمرم حس کردم!برگشتم دیدم هان بغلم کرده خوابیده!
+(نوازشش کردم)گوگولی!!چه قشنگه صبح همچین فرشته ای رو کنارت ببینی
هعی ات ببین یکی آنقدر دوست داره! پس چرا باید به جای اون تو عاشق یکی دیگ باشی؟چرا باید به کس دیگه ای فکر کنی؟
هان تورو دوست داره! جوری ک به بوسیدنت راضی بود!
بلند شدم ک برم!
×هعییی.......کجاا؟(خواب آلوده)
دوباره کنارش خوابیدم و بوسیدمش!
+هرجا شما بگی!(ریز خنده)
×خوب بلدی دلبری کنیااا! همین دیگ! کارتو بلد بودی ک دل منو بردی!
+خودمو تحسین میکنم!
بعد چندمین از کنارش بلند شدم و رفتم دستشویی!
+یا خداااا! اینو کجای دلم بزارم؟ آخه الان!!!!
×(پاشدم ک برم صبونه آماده کنم!
داشتم میرفتم آشپز خونه ک دیدم ات با پاهای باز اومد بیرون!)
×چیزی شده؟ وایسا ببینم ما ک دیشب کاری نکردیم!(پوزخند)
+پد داری؟
×اووو فهمیدم!
(رفتم و یه بسته پد از کمد برداشتم و دادم بهش!)
+ممنون!
پد رو ازش گرفتم و کارمو انجام دادم!
رفتم به تخت خواب سر بزنم ک دیدم!!!
وایییی تخت رو به گند کشیدم! سریع ملحفه هارو جمع کردم و گذاشتم توی کیسع!
+هان میشه بچرخی ببینمت!
×واییی چیکار بدنم داری؟میخوای دید بزنی!(خنده شیطونی)
+نع چی کار بدنت دارم! میخوام پیرهنتو دید بزنم😂
+نع خدارو شکر پیرهنت کثیف نشده!
×چطور؟
+چون تختت به گند کشیده شده!
×خیل خوب ولش کن بیا صبونه! ولی عصبیم!
(نشستیم سر میز)
+چرا؟
×هفته اول کلی عشق بازی داره!
+بیشور!😑
دیدگاه ها (۱۴)

رمان عشق ممنوع

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

رمان تو خود منی

وقتی درسش بد بودو ..

bts

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

پارت۵

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط