{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

spanish girl:32

_____ویو لیلی_________

نور چشمام رو اذیت میکرد
موهام شلخته بودن و چرب بودن
گوشی رو برداشتم نگاه کردم ساعت ۱۱:۰۸
رو نشون میداد

وای دیر شدهههههه ، با سرعت به سمت حموم شتافتم بعد از ۲۰ دقیقه اومدم بیرون با حوله آبیم چکه چکه موهام

اصلا دنیل بیدار شده باید برم بیدارش کنم

تق تق

-دنیل ، بیداری ؟

جواب نداد

در رو باز کردم
دیدم دنیل نیم لخت توی تخت گرم و نرمش خوابیده

چرخیدم به سمت در

وایی این پسر بلد نیست لباس بپوشه چرا همیشه لخته (🫢)


-دنیل ، دنیل بیدار شو (داد)


نمرده نه پس چرا بیدار نمیشه

همینجوری عقب عقب رفتم و چند بار اروم کوبیدم به یه جاش

-دنیل ، مردی ؟

یهو دنیل دستم رو گرفت و من رو کشید توی بغل خودش که نیم خیز شده بود

صبح بخیر دختر اسپانیایی (انگشت اشاره اش رو کشید رو بینی م )

خودشو زده بود به خواب عوضی

کوبیدم به شکمش وای یادم رفته بود لباس تنش نیست


زود بلند شدم


-همیشه لخ.ت میخوابی ؟

همیشه با حوله مردم رو دید میزنی ؟

-کجا دید زدم ها ؟ حوصله کل‌کل ندارم به عمه رز قول دادیم ، باید ساعت ۳ اونجا باشیم


رفتم توی اتاقم و موهام رو خشک کردم و لباس سفید خوشگلم رو در آوردم و پوشیدم با کفش پاشنه بلند زرقی برقی (اسلاید دوم ) موهام رو دم اسبی بستم و رژگونه زدم با مداد مشکی زیر چشم و ریمل و عطر همیشگیم. فقط چمدونم مونده ای خداااا.

کفشه پاشنه بلندم رو در آوردم به جاش دمپایی مو پوشیدم مشغول چمدون بستن شدم ای کاش میتونستم همه لباس هامو بیارم اففف

بعد از ۱ ساعت بسته شد توی آینه نگاه خودم کردم و گوشواره هامو بستم که یهو کبودی ترقوه ام رو دیدم
-این دیگه چیههه؟ دنیل عوضی

خداروشکر چیزی به اسم کرم پودر هست

بعد پنهون کردنش رفتم پایین دیدم. دنیل با یه تیشرت مشکی و شلوار مشکی جین نشسته با چمدون مشکیش

من رو که دید لبخندی زد و سرش رو تکون داد


خب دیگه بریم

-باشه پس ولی بزار چند تا کیک بیارم تا اونجا بخوریم


در هارو قفل کردیم

بلخره سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم


..........
دیدگاه ها (۰)

spanish girl:31

spanish girl:30

بفرما گل 🤝✨گللللل لاله صوغتی از طرف یک بانو جذابببب🛐🎀

spanish girl:28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط