{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دست گلی دارم، این بار که می آیم

در دست گلی دارم، این بار که می آیم
کان را به تو بسپارم، این بار که می آیم
 
در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم این بار که می آیم
 
هم هر کس و هم هر چیز، جز عشق تو پالوده است
از صفحه ی پندارم، این بار که می آیم
 
خواهی اگرم سنجی، می سنج که جز مهرت
از هرچه سبکبارم، این بار که می آیم
 
سقفم ندهی باری، جایی بسپار، آری
در سایه ی دیوارم، این بار که می آیم
 
باور کن از آن تصویر -آن خستگی، آن تخدیر
بیزارم و بیزارم، این بار که می آیم
 
دیروز بهل جانا! با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم، این بار که می آیم
دیدگاه ها (۷)

چه کنم ریشه ی ُگل،ساکن گلدان تو بود پنجره باز اگر بود، به ای...

لیلا جان تولدت مبارک ازخدا برات بهترین هارو ارزو میکنم دعاها...

من... اشک سکوت مرده در فریادم "داد"ی سر و پا شکسته در...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشتم در سینه...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

عاشقانه های شبنم

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط