{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه مینویســم ...

عاشقانه مینویســم ...
عاقلانه زندگی می کنــم ...
روز ها من همان فرد عاقلی هستم ...
که آرام و بی تفاوت ...
از کنارِ مشکلاتِ ریز و درشت عبور می کنم ...
و تنها یک لبخند ...
به همه ی سختی ها تحویل می دهم ...
و شاید به حالم قبطه میخورند ...
که چقدر آرام و بی دغدغه ام ...
اما زندگیِ عاقلانه ام ...
با عاشقانه هایم جور نیـست ...
از یک روز به بعد آدم عاقل می شود ...
تمامِ دیوانگی هایش را جمع می کند ...
یک گوشه ی قلبش ...
یک خطِ قرمز میکشد دورشان ...
و هی فاصله می گیرد ...
از یک روز به بعد ...
آدم هی خودش را میزند به آن راه ها ...
که خودش هم نمیداند کجاست ...
فقط تا حرف از دوست داشتن می شود ...
هی حواسِ خودش را پرت می کند آن دورها ...
اما بین خودمان بماند ...
شب که میشود ...
تنها که میشوم ...
باز هم عاشقانه مینویسم ...
عاشقانه فکر می کنم ...
و به طرزِ عاشقانه ای زندگی میکنم ...
دیدگاه ها (۱۶)

#طُ ] از آن اتفاق‌هایی هستیکه آدم برایشاندلیل پیدا نمی‌کند....

گاهی فکر می‌کنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم‌ های عاقل...

𓂃ִ͜.❀ ִֶָ𓆩🍃🌹𓆪𓂃ʚଓ͜𓂃آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ میشود ‌بالغ...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط