{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان کوتاه و جالب!

#داستان کوتاه و جالب!

مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید: زیرکی زنان به چیست؟
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند!
مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید:
چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم، دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی، خواستم از شما سوالی بپرسم.
در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت.!
مرد با تعجب پرسید: چرا چنین کردی؟
زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند.
در این هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان! اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند...
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :در این فرهنگ استثماری...

یک یهودی مجوز مهاجرت ازروسیه به اسراییل را کسب کردهنگام خروج...

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

رمان انتقام ازدواج کامل

......پارت چهاردهم.....

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط