{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...




خاطرات شهید مدافع حرم محمدحسین خانی:
مرام های خاص زیاد داشت اما بعضی چیز ها برایش قانون بود و خط قرمز داشت و یکی از آن خط قرمز ها این بود :محمد حسین همیشه یکی از دیوارهای خوش اندازه که چشم خورش از بقیه جاها بیشتر بود را به عکس شهدا تعلق میداد و تو باید قبول میکردی که به واسطه عکس شهدا حرمت حضور شهدا را در خانه رعایت کنی وگرنه ...

قرارداد که تمام میشد و خانه را که میخواستیم عوض کنیم بعضأ عکس ها هم نو میشد ؛ یادم هست وقتی پوسترهای کم عرض شهدا مد شده بود محمدحسین کلی ذوق زد که عکس های بیشتری را میتواند در خانه جا بدهد. با این حال ولی همیشه یک پوستر تکراری بود ؛ قدیمی بود؛ و نه نو میشد و نه قرار بود سایزش عوض شود و آنهم تمثال شهید مبارزه با اشرار جنوب شرق کشور محمد عبدی بود؛ خیلی دوست داشت مثل محمد عبدی باشد.همیشه از خنده های لحظه های اخرش و حین شهادت محمد عبدی میگفت ؛

وقتی فهمیدم اسم جهادی محمدحسین خودمان 'عمارعبدی' است اصلن جا نخوردم ولی زمانی که عکس صورتش را در معراج شهدای تهران دیدم ؛ با آن لبخند ملیح آن موقع باورم شد :

تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوش لقمه نانی نانی
این نکته ی رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی،آنی



شهادت جامونده هاصلوات...
دیدگاه ها (۴)

شهید محمد حسین عزیزی یک بانو از اهل خانواده شهادتش تمام شد؛ ...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

بسم رب الشهداء...خاطرات شهید مدافع حرم محمدحسین خانی: یکبار ...

بسم رب الشهداء...خاطرات شهید مدافع حرم محمدحسین محمدخانی اکث...

بسم رب الشهداء...شهیدمدافع حرم محمدحسین خانی...قسمت دوم:محمد...

شهید امیر حاج امینی سمبل شهید و شهادتهر جا نامی از شهید و شه...

بسم رب الشهداء...شب عملیات نیروهای خط شکن حاج قاسم بینشون حا...

بسم رب الشهداء...شهید میثم مدواری اخرین بار در روزهای اخر ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط