.

.
.
.
بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهد
مرا محصور کن در خود ، تنم تن پوش می خواهد

ببین دستان سردم را ، بپرس احوال قلبم را
ببوس امشب لبانم را ، که او هم نوش می خواهد

نگاهی کن به چشمانم ، بکش دستی به موهایم
فدای شانه های تو ، سر من دوش می خواهد

دلت را با دل تنگم ، یکی کن مهربان من
که حسرت های دیرینه کمی پاپوش می خواهد

اگر پر حرف و پر دردم ، غم عشق تو سنگین است
نگو ای نازنین این زن ، فقط یک گوش می خواهد

من ازابرازاحساسم،نبایددست بردارم
اگرچه چشم ظاهربین ، مرا خاموش می خواهد

مرضیه خدیر❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۱)

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

دلم آغوش میخواهد...👌💜🍁

بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش میخواهدمرا محصور کن در خود، تن...

NHبیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود...

بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط