{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهد

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهد
مرا محصور کن در خود ، تنم تن پوش می خواهد

ببین دستان سردم را ، بپرس احوال قلبم را
ببوس امشب لبانم را ، که او هم نوش می خواهد

نگاهی کن به چشمانم ، بکش دستی به موهایم
فدای شانه های تو ، سر من دوش می خواهد

دلت را با دل تنگم ، یکی کن مهربان من
که حسرت های دیرینه کمی پاپوش می خواهد

اگر پر حرف و پر دردم ، غم عشق تو سنگین است...
دیدگاه ها (۳)

امشب غزل ساده ی من ناب ترین شدمهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد...

هُرم آغوش تو تا عمق وجودم جاریست بوسه هایت همگی عامل شب بیدا...

سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتنگی ...

من بی بهانه و هوسی عاشقت شدمبا هر تپیدن و نفسی عاشقت شدمچت...

سفیر کبیر Grand Ambassador

⚫️عاقبت سیاه پوشیدن برای آقا امام حسین علیه السلام✅یکی از نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط