یک روز

یک روز
تمام خیابان های
این شهر
به ما
دهن کجی خواهند کرد
آنروز که
تو با "دیگری" ما شده ای
و من با "دیگری"!
آن روز فقط "من و تو" می دانیم
که حتی با شنیدن
صدای ایستادن مترو
می شود ساعت ها
اشک ریخت...!!

#سارا_احدی

.
دیدگاه ها (۲)

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

‏ یک بررسی امنیتی نشان داده که برخی تلویزیون‌های هوشمند LG م...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستانشهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، قل...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

می خندی....خنده میکنممی گریی.....گریه میکنمکاشکی بخندی همیشه...

𓆩 پارت ۴۰ 𓆪 🖤🥀ماشین با سرعت در خیابان‌های خلوت حرکت می‌کرد.ا...

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

♻️ نه اشک تمساح، نه بغض ریاکارانه؛ فقط یک تقدیمِ صادقانه🔰 حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط