دیدی وقتی داری تو دنیای خودت سیر میکنی و تخمه میشکونی یهو

دیدی وقتی داری تو دنیای خودت سیر میکنی و تخمه میشکونی یهو مغزش میفته رو زمین...
دیگه برات مهم‌نیست که تو‌ هنوز خیلی تخمه تو مشتت داری...
خیلی مغزِ دیگه تو دستته...
امّا هنوز دنبال اون یکی میگردی که افتاده زمین و‌خاکی شده...
رفته لا بلای پوست تخمه ها...
از اون به بعد هرچی میخوری داری به این فکر میکنی که یعنی کجا افتاد، اصلا چرا از دستم در رفت...دیگه مزه ی بقیه رو نمیفهمی...
حالم درست مثل همین ماجراست‌...
تو‌ اون همه فکرا وکارای بیخود گمت کردم...گمم کردی
حالا به هر کسی که میرسم، با هرکی که همصحبت میشم چیزی ازشون نمیفهمم، هیچکدومشون رو درک‌نمیکنم...
اصلا انگار این حسرتِ نداشتنه تا اخر عمرت میچسبه بیخ گلوت و همش اون گم کرده رو جلو چشات میاره..!
ببین...
پیدام کن نزار خودمم گم‌کنم ... #فاطمه_صفری


#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

intertwined fate of two enemies-part 4

پارت۲

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

سناریو قفل آبی

ساخت خودمه 😭خب پچه ها میخوام پارت یک باد و ماه رو تو همین پس...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

عشقی حقیقی

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط