{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ همیشه می گفت دردِ تن یک جا نمی ماند، کلیه می زند

مادربزرگ همیشه می گفت دردِ تن یک جا نمی ماند، کلیه می زند به کمر، کمر می زند به پا، پا می زند به قلب، می گفت درد هی توی تنت تقسیم می شود.

اما درد روح، قُلمبه می شود یک جا امانت را می برد، هرکسی هم که از راه برسد و بپرسد چه مرگت است؟
فقط می شود دستت را روی زانو و کمرت بگذاری و ناله کنی که تیر می کشد.
درد روح را نمی شود نشان کسی داد...
دیدگاه ها (۱)

این فندق عشق منه 😍 😍 😙 😙

گاهی رابطه ات را زمین بگذارو تا میتوانی فاصله بگیردست بزن زی...

از یک جایی به بعد بزرگ بشویدخنده هایتان را پنهان کنیددوست دا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

پارت ۳۳بچه ها من هنوز زنده ممممم🗣K:"اصن از دستت عصبانی نیستم...

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

سناریو اوبیکاکا

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط