{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mohse...n

Mohse...n
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خستهٔ من
چرا افسرده است این قلب پر سوز


ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش


گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند


از این مردم ، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند


دل من ، ای دل دیوانهٔ من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها
دیدگاه ها (۴)

ﭘﺴﺮﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻬﺶ ﯾﮏﻭﺭﻕ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻫﺮ...

✅داستانی زیبا از سلیمان نبیسلیمان نبی (ع) کنار دریا نشسته بو...

عمریست که ما چشم به راه خودمانیمدر حسرت یک نیم نگاه خودمانیم...

درمسلک ماسوخته دلان نیرنگ حرام است. این بخت گهی تلخ و گهی نی...

ز جمع آشنایان می گریزمبه کنجی می خزم آرام و خاموشنگاهم غوطه ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

. گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندول...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز چه...

گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندولی در...

نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز چه...

نمی دانم چه می خواهم خدا یا به دنبال چه می گردم شب و روز چه ...

نمی دانم چه می خواهم خدا یا به دنبال چه می گردم شب و روز چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط