{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریبرز به مرد روزهای سخت معروف است ...تنها یک چیز اشک من

فریبرز به مرد روزهای سخت معروف است ...تنها یک چیز اشک من را در میاورد و ان عشق است.
در رفاقت چیزی کم نمیگذارم همانطور که درس را برای دفاع از دوستانم زیر پا گذاشتم و امروز تصمیم گرفتم که یک ماه فقط درس بخوانم و بعد دوباره پرواز کنم ولی اینبار نه فقط بر آسمان ویس بلکه آسمانی وسیع تر و بی پایان.
به راستی زیادی عده ای را گنده کردم خوب از بقل اسم عقاب کرکس ها بردند و خوردند ...
این روز ها که حرف پشت سرم زیاد است بسی خوشحالم که عجیب در کارم موفق بوده ام .
آنان که شکست من را همراه با مسدود شدنم پنداشتند 8 بار ناکام از خواستیشان ماندند و من هر دفعه از دفعه ی قبل بیشتر بهمشان ریختم .
خوی حیوانی انها به منم سرایت کرد ...من فکر میکردم کسی که صبح تا شب عربی و زیر لب ورد و دعا میخواند آدم تر باشد! اما چرا چون سگان پاچه گرفتند؟؟!
من بر میگردم اما اینبار سگ بازی نمیکنم اصلا حواسم نبود که این کار ناشایست است بیچاره سگ گاه دربرابر بعضی ها پادشاست !
من هم بلدم فی امان الله ...استغفرالله و ...یک اسم کم دارم اسمم را میگذارم یا ...بیچاره معصومینمان که شده اند نقاب خود فروختگان روزگار .
من بر خواهم گشت اما اینبار برای عقاید خودم میجنگم اما دیگر توهین و بحث تند نمیکنم که خر را هرچه فحش بیشتر دهی بیشتر خوشش می اید .
اگر بلاک کردم کسی رو از آنهایی یاد گرفتم که "هل من مبارز ؟" گفتنشان گوش فلک را کر کرده بود اما موشی شده بودند در پشت سنگر های مجازیشان!
امروز و فردا درهای پروفایلم روی همه ی بلاک شدگان باز میکنم بگذار بیایند تهش چه میشود فحش و دعوا؟؟؟!!
دیگر ارزش دعوا هم ندارند...جایی که اندیشه هست دعوا برای چه؟
کاش من هم نقابی داشتم ! کمی عربی بلغور میکردم و کمی بددهنی را چاشنی آن و بعد مثلا میرفتم به نماز می ایستادم... الکی!
طولانی شد حرف دلست دیگر فقط یادش بخیر قبل از ورودم به سیاست چقدر دنیا قشنگ تر بود ...یادشان نمی آید همین ها که امروز سایه ام را با تیر میزنند دیروز به عشق دوستی یکی دو روزه ی ویسگونیمان لایکشان میکردیم :)
از هیچ کس هیچ وقت کینه ای به دل نگرفتم و نخواهم گرفت خدا رو شکر کینه ای نیستم که کینه در مذهب انسانیت جایی ندارد.خب دیگر بس است ...من بر خواهم گشت.
خداحافظ دوستان
دیدگاه ها (۶۱)

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1از زبان لوسین لوسین : نیکولاس با...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟒اون موقع که دعوا میکرد...

My lovely neighbor part : 67

سناریو توکیو ریونجرز

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط