𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 31

سه روز از دادگاه گذشته بود

اِما کم کم داشت به زندگی روزمره برمیگشت هرچند هنوز بعضی شب ها با فکر اتفاقاتی که افتاده بود خوابش نمیبرد

اون روز صبح همراه جونگکوک برای خرید چند وسیله از خونه بیرون رفت

وقتی از فروشگاه بیرون اومدن اِما برای اولین بار بعد از مدت ها خودش پیشنهاد داد کمی قدم بزنن

جونگکوک:مطمئنی خسته نمیشی

اِما:نه فقط دلم میخواد یکم بیرون باشم

جونگکوک لبخند کوتاهی زد

جونگکوک:پس هر جا بخوای میریم

بعد از کمی قدم زدن روی نیمکتی توی پارک نشستن

اِما به آدم هایی که از کنارشون رد میشدن نگاه کرد

اِما:فکر میکردم دیگه هیچوقت نتونم عادی زندگی کنم

جونگکوک:هنوز وقت داری تا حالت بهتر بشه لازم نیست عجله کنی

اِما:میدونم

همون موقع گوشی اِما زنگ خورد

تماس از جین بود

اِما:سلام آقای کیم

جین:سلام اِما مزاحمت شدم

اِما:نه اتفاقی افتاده

جین:نه فقط خواستم حالت رو بپرسم

اِما لبخند کوچیکی زد

اِما:امروز برای اولین بار خودم خواستم از خونه بیرون بیام

جین:این خبر خوبیه

اِما:شما امروز سرتون شلوغه

جین:چرا میپرسی

اِما کمی مکث کرد

اِما:میخواستم اگه وقت دارید یه قهوه با هم بخوریم

جین برای لحظه ای ساکت موند

جین:حتما بعد از کار میام دنبالت

اِما:باشه

تماس که تموم شد جونگکوک با تعجب بهش نگاه کرد

جونگکوک:تو از جین دعوت کردی بیرون

اِما:فقط میخوایم قهوه بخوریم

جونگکوک:من که چیزی نگفتم

اِما با خجالت نگاهش رو برگردوند

برای اولین بار بعد از مدت ها به جای اینکه تمام فکرش درگیر گذشته باشه منتظر اتفاقی بود که میتونست حالش رو بهتر کنه

اما هنوز خبر نداشت که فردا قرار بود حکم نهایی دادگاه اعلام بشه


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۴)

چیشده دوستان!!!! چه اتفاقی افتاد ؟؟؟چرا جونگکوک اونطوری نگاه...

اینجا تهیونگ داشت میخوند که من کسی را مثل تو میخواهم و جونگک...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 11جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی وارد شد...

Why Did I Fall in Love with You?P⁷صدای بلندی توی سالن پیچید....

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 25هوا تاریک شده بود و گروه دوباره به...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

تولدت مبارک موچی کوچولو

رمان فیک"هومین و بک جین"باران از عصر شروع شده بود هومین زیر ...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط