باز من #ماندم و #خلوتی سرد

باز من #ماندم و #خلوتی سرد
#خاطراتی ز بگذشته ای #دور
یاد #عشقی که با حسرت و درد
رفت و #خاموش شد در دل گور


روی ویرانه های #امیدم
دست #افسونگری شمعی افروخت
مرده ای #چشم پر آتشش را
از دل #گور بر چشم من دوخت


ناله کردم که ای وای ، این #اوست
در دلم از #نگاهش ، هراسی
خنده ای بر #لبانش گذر کرد
کای #هوسران ، مرا می‌شناسی


#قلبم از فرط اندوه لرزید
وای بر من ، که #دیوانه بودم
وای بر من ، که من #کشتم او را
وه که با او چه #بیگانه بودم


او به من دل سپرد و به جز #رنج
کی شد از عشق من حاصل او
با #غروری که چشم مرا بست
پا نهادم به روی #دل او


من به او رنج و #اندوه دادم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من ، خدایا ، خدایا
من به آغوش گورش کشاندم


در #سکوت لبم ناله پیچید
شعلهٔ شمع #مستانه لرزید
چشم من از دل #تیرگیها
قطره #اشکی در آن چشمها دید


همچو طفلی #پشیمان دویدم
تا که در پایش افتم به #خواری
تا بگویم که دیوانه بودم
می توانی به من رحمت آری


دامنم شمع را #سرنگون کرد
چشم ها در سیاهی فرو رفت
ناله کردم مرو ، #صبر کن ، صبر
لیکن او رفت ، بی #گفتگو رفت


وای برمن ، که دیوانه بودم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من ، که من کشتم او را
من به آغوش گورش کشاندم


#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

پارت ۴

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌امن...

پرنسس ناخواسته

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

باز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط