{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن

بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم

یک جرعه ی دیگر بچشان ، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت

لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار

یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری

از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست

باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم

با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه

تا لذت آغوش بدانی ، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر

بفشارم و در واژه ی تو ، مختصرم کن
دیدگاه ها (۲)

ز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خود...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن بی خودتر از اینم کن و از ...

ز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خود...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خ...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن بی خودتر از اینم کن و از ...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خ...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خ...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خ...

راز آن چشم سیه، گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط