{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🕊️ #قصه_پرواز 🥀

🕊️ #قصه_پرواز 🥀
✍️ قسمت ۳:
... قبل از اینکه کار کاظم و مهدی جور بشه رفتم منطقه و منتظر اومدن اونا شدم. چند روزی نبود رسیده بودم که دشمن یه تک سنگین کرد و چند تا از بچه‌ها شهیدشده بودن.
جمعه ۱۴ خرداد بود.توی اون تک ما تونستیم خطمون رو نگه داریم ولی وضعیت خیلی بد بود. وسط اون وضعیت خبردادن که امشب بچه‌هاتون میرسن.
اون شب که یه کم تکلیف خط رومرتب کردیم خسته و داغون برگشتم مقر، تا یه کم مهمات و خوردوخوراک برسونم خط.وسایل رو بارماشین کردم و داشتم برمی‌گشتم خط که دیدم بچه‌هایی که امشب رسیده بودن، دارن میان سمتم.

🖋️ ادامه دارد...

#نهمین_سالگرد
#شهید‌مدافع‌حرم‌مهدی‌طهماسبی

•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir

✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
دیدگاه ها (۰)

پسر بد (55)

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۴:اون شب که یه کم تکلیف خط رومرتب کردی...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۳: به مهدی گفتم: «به کاظم هم خبر دادم...

🕊️ #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۷: ... داشتم میرفتم معراج تاپیکرسوخته...

🕊️ #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۵:...شب، مهدی تو خط موند؛فرداش یکشنبه...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۷:... سریع به طرف خط حرکت کردم. وقتی ر...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۶: ... فردا بچه‌ها رو بردم توی خط و تق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط