{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توکجایی سهراب؟! آب را گل کردند،چشمها را بستند و چه با دل

توکجایی سهراب؟! آب را گل کردند،چشمها را بستند و چه با دل کردند....

صبرکن ای سهراب!گفته بودی قایقی خواهم ساخت،قایقت جادارد؟! منهم ازهمهمه ی اهل زمین بیزارم.
دیدگاه ها (۱)

پدر ژپتوی عزیز سلامخواستم بدونید من در دوره ای زندگی میکنم ک...

برایت گردنبندی از گریه خریدم٬یادت باشد فراموش نکنی گریه هایم...

معلم گفت فعل را صرف کن !گفتم : رفتم رفتی رفت و سکوتی کلاس ر...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

شهر یزد

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

رز آبی پارت ۳۲

📖 آکادمی آستریاپارت ششم | «اولین همکاری»صبح روز بعد...آکادمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط