آن مسافــر

آن مسافــر
که سحر گریه در آغوشم کرد
آتشم زد
به دو تـــا بوسه و خاموشم کرد
خواستم
دست به مویش ببرم خواب شود
عطر گیسوش
چنان بود که بی هوشم کرد

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۵)

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

پارت آخر

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

.....پارت چهارم.....

پارت سوم..... :)

debt (part 5)

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط