{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳(سرنوشت)

پارت ۳(سرنوشت)
منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم
ا/ت:هوی قول بیابونی منو بزار زمین با توعم
به حرفام توجه نکرد منو برد انداخت رو تخت چرا دروغ بگم ریده بودم به خودم اومد نزدیک تر دکمه لباسشو باز کرد بالا تنش برهنه بود اومد روم خیمه زد و شروع کرد به بوسیدنم من همکاری نمیکردم ک یهو لبمو گاز گرفت از درد به خودم پیچیدم که یهو گفت
جونکوک: اگه همکاری نکنی قول نمیدم عواقب خوبی داشته باشه
و دوباره شروع کرد به بوسیدنم منم سعی کردم از خودم جداش کنم ولی نمیشد زدم به پای سومش از بوسیدنم دست کشید از درد به خودش پیچیده بود منم بدو بدو رفتم سمت در تا خواستم بازش کنم دستی دور کمر اومد و محاصرم کرده بود گفت
جونکوک:کجا میری توله حالا باید تاوان کاری ک کردیو پس بدی
پرتم کرد رو تخت لباساشو در اورد روبه من کرد گفت
جونکوک :خودت در میاری یا خودم در بیارم
من که اشک دور چشمام بود گفتم
ا/ت: نه لطفا خواهش میکنم دست از سرم بردار این همه دختر
جونکوک گفت: پس خودم درش میارم .
شروع کرد به در اوردن لباسام منم فقط با گریه التماسش میکردم که بعد در اوردن لباسم روم خیمه زد شروع کرد به بوسیدنم و .....
)اسمات تو کامنتا)
دیدگاه ها (۱۶)

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

همسر غیره منتظره

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط