کاش هیچوقت عاشق کیپان نمیشدم(داستان من)

به حدی این موضوع برام عذاب وجدان داشت که دچار اختلالات اضطرابی شدم.ترس های عجیبی رو تجربه میکردم
.هر وقت که عذاب وجدان میگرفتم ، اولش ازشون دور میشدم ولی بعد از یه مدت بخاطر وابستگی ای که داشتم،دوباره برمیگشتم.
ویدئو هاشون رو نگاه میکردم و مثل این بود که بازور یه غذای بدمزه رو به خورد خودم میدادم صرفا چون اون غذا ظاهر جذابی داشت. اون ها باعث شدن زندگی من تیره و تار بشه.در ظاهر خیلی خوشحال و بانشاط بودم.در ظاهر هیچ چیزی بدی وجود نداشت چه بسا من زبان انگلیسیم تقویت شده بود،ولی در باطن همه چی داشت خراب ميشد.
همونطور که گفتم قوه ی تخیل خیلی خوبی داشتم.هرشب قبل خواب با تصور کردن رویاهای اونها به خواب میرفتم. به خواب رفتن بدون اینکه به اونا فکر کنم برام غیر ممکن شده بود یا حداقل خیلی سخت.کنترل خودم رو از دست داده بودم و هرلحظه به اونها فکر میکردم.نمیخواستم به دنیای واقعی برگردم چون اونوقت مجبور بودم با این واقعیت تلخ روبرو بشم که همه ی این کار ها باطله
همه چیز در ذهن من بود و در واقعیت هیچ اتفاقی نمی افتاد و من کاملا به این موض ع آگاه بودم
ولی مثل مواد مخدری که هر بار مصرفش میکنی،وارد حالت سرخوشی ای میشی که دیگه برات مهم نیست تو واقعیت چه اتفاقی میوفته،منم با گوش کردن به موزیک هاشون،شبیه این بود که به خودم مواد مخدر تزریق میکردم.
این جهنمی بود که واردش شده بودم و راه خروجش رو بلد نبودم.
خیلی وحشتناک بود.
مشکلاتم با مامانم هرروز بیشتر می‌شد.مامانم خطر رو احساس کرده بود.من خیلی چیزارو ازش قایم میکردم ولی خب مادرا معمولا خیلی چیزا رو حس میکنن
دوپامین خیلی زیادی تو بدنم ترشح ميشد یعنی واقعا سرخوش بودم و با دوستام که اونا هم علایق عجیب و غریب داشتن خیلی خیلی بهمون خوش می‌گذشت.ولی به محض اینکه واقعیت خودش رو به من نشون میداد،من دوباره وارد جهنم میشدم و برای خلاصی از اون جهنم بیشتر و بیشتر خودمو توی علاقه به موسیقی(که اسمش رو گذاشته بودم عشق)غرق میکردم.
دیگه از من قبلی خبری نبود.اون دختر درسخون و با اراده ای که خیلی پاک بود و همه دوسش داشتن،تبدیل شده بود به دختری که میخواد درس بخونه ولی نمیتونه.یه اعتماد به نفس کاذب پیدا کرده.درگیر توهمی هست که کاملا آگاهه این یه توهمه،ولی همزمان بخاطر حس خوبی که ازشون میگیره این توهم رو ادامه میده.
#کیپاپ
#فندوم
#فن
#آرمی
#بلینک
#اکسو_ال
#انسیتی
#توایس
دیدگاه ها (۱۹)

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

اولن اینکه این سناریو کار هوش مصنوعی بود دومن اینکا خودم اد...

My lovely neighbor part : ۷۳

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

🐻✨️~ سفری به گذشته، همراه با V و تکنولوژی‌های وینتیج.¹ 🥹🖤✨🎙️...

ㅤㅤㅤㅤ 輝く太陽 !!‌྄‌᳢𝇁🍀𝇁ܶܶ܏‌꯭ ‌ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤı‌‌𝗍ⲋ 𝖺 𝚁𝗈𝗒𝖺𝗅 𝚀𝗎𝖾𝖾...

برده عمارت جئون

مهمسلام عزیزاناومدم یه خبر مهم رو بهتون بدم،اینکه من به یه س...

اوخییییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط