کاش بین من و تو فاصله تقصیر نداشت

کاش بین من و تو فاصله تقصیر نداشت
که پریشانی من ربط به تقدیر نداشت

تا تو بودی همه ی شهر رقیبم بودند
کاش معشوقه ی من حسن فراگیر نداشت

خیره بودم به تو تا زلف رها می کردی
این غزل خوان چه کند چشم و دلی سیر نداشت

خیره بودم به همانی که نمی دید مرا
مثل یک روح که در آینه تصویر نداشت

درد دل های خودم را به خودم می گفتم
راست می گفت که خود کرده و تدبیر نداشت
💫
💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💜
💥
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۴**ویو آت**صبح جمعه با صدای بلند ...

پارت ۳۷

تو چجور آدمی هستی آسوکا؟!چطور تونستی انقدر خوب دروغ بگی!؟من ...

برده عمارت جئون

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط