{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجاست این آقای شهردار تا ببیند؟

کجاست این آقای شهردار تا ببیند؟
وقتی آقا مهدی، شهردار ارومیه بود، یک شب باران شدید بارید. به طوری که سیل جاری شد. ایشان همان شب ترتیب اعزام گروه امداد را به منطقه سیل زده داد و خودش هم با آخرین گروه عازم منطقه شد. پا به پای دیگران در میان گل و لای کوچه که تا زیر زانو می رسید، به کمک مردم سیل زده شتافت. در این بین، آقا مهدی متوجه پیرزنی شد که با شیون و فریاد، از مردم کمک می خواست. تمام اسباب و اثاثیه پیرزن در داخل زیر زمین خانه آب گرفته بود. آقا مهدی، بی درنگ به داخل زیر زمین و مشغول کمک به او شد. کم کم کارها رو به راه شد. پیرزن به مهدی که مرتب در حال فعالیت بود نزدیک شد و گفت: خدا عوضت بدهد مادر! خیر ببینی.نمی دانم این شهردار فلان فلان شده کجاست تا شما را ببیند و یک کم از غیرت و شرف شما یاد بگیرید؟»
آقا مهدی خنده ای کرد و گفت : راست می گویی مادر! ای کاش یاد می گرفت.
دیدگاه ها (۲)

روایتی از دغدغۀ رهبر انقلاب برای کمک‌رسانی به مردم در بلایای...

لا بریا

لا بریا

🔴 امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم...

دادنامهٔ تمدنی | رثایِ تراز (ویژهٔ شبِ جمعه)«امشب شبِ جمعه ا...

یعنی واقعا باید با #روسیه و #چین چیکار کنیم ؟!بزنیم تو دهنشو...

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

لونا و ويليام

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط