پارت سوم: شبِ امتحان و تنهایی

پارت سوم: شبِ امتحان و تنهایی

ساعت از نیمه شب گذشته بود. چراغ اتاق هانا هنوز روشن بود. او زیر نور کم‌فروز چراغ مطالعه، کتاب ریاضی را ورق می‌زد. چشمانش از فرط خستگی می‌سوخت و سردرد شدیدی داشت. چند بار خواست از اتاق خارج شود و از النا کمی مسکن یا حتی یک لیوان آب‌جوش بخواهد، اما خاطرهٔ نگاه‌های سرد مادر در ذهنش زنده شد.

در مقابل، اتاق سوجون در سکوت و آرامش کامل بود؛ او ساعت‌ها بود که خوابیده بود، در حالی که کتاب‌هایش بسته روی میز رها شده بودند. جین قبل از خواب، چراغ اتاق سوجون را خاموش کرد، در را به آرامی بست و بدون اینکه حتی نگاهی به اتاق هانا بیندازد، به اتاق خودش رفت. هانا روی زمین نشست، زانوهایش را در آغوش کشید و در سکوت گریست؛ دختری که هیچ‌وقت نفهمید چرا وجودش برای پدر و مادرش این‌قدر سنگین و آزاردهنده است.
دیدگاه ها (۰)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:14(زمان حال، عمارت مین،5:34am)عمارت غرق...

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

رمان انتقام ازدواج کامل

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p63کتابخانه در سکوت فرو رفته بود.صدای بار...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

**پارت ۲۷**دیدنِ اون عکس‌ها روی میز، تمامِ دنیام رو لرزوند. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط