کسی تو پست قبلی اسمی نگفت برای همین خودم یکی رو انتخاب کر

کسی تو پست قبلی اسمی نگفت برای همین خودم یکی رو انتخاب کردم ❤️‍🩹

نام: نیوکو

نام پدر: کایزن
نام مادر: سورا
(پدر و مادرش شاه و ملکه هستن)

نام خواهر: هاروکو ( خواهر دوقلو )
برادر ندارد

سن : در هر فصلی تغییر میکند

کاتا: گربه

قدرت: چنگ های قوی و قدرت خواندن ذهن

اخلاق: ساکت ، باهوش، بی محل ، درونگرا

دوست صمیمی: راشیا


داستان زندگی/*

وقتی نیوکو و هاروکو به دنیا اومدند ( دوقلو بودن)
پدر و مادرش ( شاه و ملکه)
عاشقشون بودن و همه چیز خوب بود تا اینکه اونا بزرگ تر شدن حدود ۴ سالشون بود که قیافه ی نیوکو بیشتر به پدرش رفته بود و چشمش سبز بود ولی هاروکو چشماش آبی بود و به مادرش رفته بود کایزن شاه دستور داد هاروکو رو در یک حمام بیندازند که حمام خراب و کثیف بود ادامه داستان هاروکو در داستان خودش)
نیوکو از خواهرش جدا شده بود و حس بدی داشت مادرش هر شب در دستشویی گریه میکرد و میخواست بچه اش رو دوباره ببینه ولی شاه گفت اگر ی بار دیگه از هاروکو حرف بزنید آن را کلا از قلعه بیرون میندازم.
نیوکو ی شب رفت تا یواشکی هاروکو رو از حمام بیاره بیرون تا اینکه شاه فهمید و نیوکو رو گرفت و گفت حالا که اینکارو کردی تنبیه میشی و دو روز هیچی نمیخوری..
و هاروکو آزاد میشه
( آزاد شدنش در معرفی خودش اگه میخواهید بدونید تو کامنتا بنویسید هاروکو )
نیوکو از گشنگی داشت میمرد ولی ان دو روز گذشت و تابستان هم تموم شد و نیوکو باید میرفت مدرسه و تو مدرسه که رفت دختری به اسم آیومی ( از اون دختر های لوس که پز میدن )
اومد و گفت میای دوست شیم و نیوکو هیچ محلی بهش نداد و رفت و خلاصه آیومی هرچی سعی میکنه باهاش دوست شه نیوکو بهش محل سگم نمیده.
و جالبیش اینه که با راشیا ( شخصیت اصلی) دوست میشه چون از اخلاقش و موهاش خیلی خوشش اومد و آیومی چون از راشیا خیلی بدش میاد کلی حسودی میکنه / انقدر ازش بدم میاد
و خلاصه همینجور میگذره و راستی هاروکو خیلی وقته گم شده و مادر نیوکو از دوری بچه اش و گریه ی زیاد میمیره و نیوکو خیلی عصبانی میشه و پدرش رو با دست خودش میکشه و تیکه هاش و خون پدرش پخش زمین تا اینکه هاروکو میاد و نیوکو رو با این صحنه میبینه و نیوکو اول سرش رو میندازه پایین و یهو هاروکو میاد بغلش میکنه و هردوشون گریه میکنند و مردم بعد اینکه فهمیدن نیوکو شاه رو کشته بهش حق میدن چون همه ی انها از زندگیشون با خبر بودن و از شاه بدشون میومد.

اگه خوشت اومد لایک کن و تو کامنتا بگو معرفی بعدی کی باشه از پست اول اسم هارو میتونی ببینی ❤
دیدگاه ها (۷)

بله بنده عاشق داستان گذشته هر کاراکتری هستمو خداااا هایرن رو...

خیلی خوبه که یه نفر رو داشته باشي که تمام جزئیاتت رو بدونه،ن...

پارت معرفی THE FIRST KISSافراد اصلی داستان ات: دختری 16 سال...

درود میخوام فیک بنویسم نظرتون راجع این فیکم چیه؟دوسش دارم یا...

هم اکنون اوسی ژدید

فیک جدید اوردماسم فیک:چرا عاشقش شدم؟ژانر،عاشقانه،مافیایی،رقا...

مشخصات

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط