( شعر از خودم )
( شعر از خودم )
باده دهم به لعل لب ، غمزه به ناز چشم زن*
فصل طرب رسیده است غنچه ی خودکنون شکن*
گر تو روی ز پیش من ، جان ز تنم کنم به در*
عزم سفر مکن دگر ، رحم نما به حال من *
مجلس ما چه خوش بود ، حیف ز مشک کم بود*
مشک فشان به بزم ما ، زان دهنت به یک سخن*
فصل بهار چون رسد ، گل به صفای دل رسد *
فصل بهار آمد است ، چهره نمای یاسمن *
صحبت غم دگر مزن ، گوش شنیدنش کر است*
گر بزنی قسم خورم ، جان به کنم برون ز تن*
تاب و تبم به آسمان ، لرزه نهاده بر زمان*
دلبر مه جبین من ، رخ بنموده بر چمن *
بلبل من بزن نوا ، شکر خدای کن به جای*
ماه و ملک ، مهر و پری، آمدن و خوش آمدن*
( لطفا نظر دهید)
باده دهم به لعل لب ، غمزه به ناز چشم زن*
فصل طرب رسیده است غنچه ی خودکنون شکن*
گر تو روی ز پیش من ، جان ز تنم کنم به در*
عزم سفر مکن دگر ، رحم نما به حال من *
مجلس ما چه خوش بود ، حیف ز مشک کم بود*
مشک فشان به بزم ما ، زان دهنت به یک سخن*
فصل بهار چون رسد ، گل به صفای دل رسد *
فصل بهار آمد است ، چهره نمای یاسمن *
صحبت غم دگر مزن ، گوش شنیدنش کر است*
گر بزنی قسم خورم ، جان به کنم برون ز تن*
تاب و تبم به آسمان ، لرزه نهاده بر زمان*
دلبر مه جبین من ، رخ بنموده بر چمن *
بلبل من بزن نوا ، شکر خدای کن به جای*
ماه و ملک ، مهر و پری، آمدن و خوش آمدن*
( لطفا نظر دهید)
- ۲.۶k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط