{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( شعر از خودم )

( شعر از خودم )
باده دهم به لعل لب ، غمزه به ناز چشم زن*
فصل طرب رسیده است غنچه ی خودکنون شکن*
گر تو روی ز پیش من ، جان ز تنم کنم به در*
عزم سفر مکن دگر ، رحم نما به حال من *
مجلس ما چه خوش بود ، حیف ز مشک کم بود*
مشک فشان به بزم ما ، زان دهنت به یک سخن*
فصل بهار چون رسد ، گل به صفای دل رسد *
فصل بهار آمد است ، چهره نمای یاسمن *
صحبت غم دگر مزن ، گوش شنیدنش کر است*
گر بزنی قسم خورم ، جان به کنم برون ز تن*
تاب و تبم به آسمان ، لرزه نهاده بر زمان*
دلبر مه جبین من ، رخ بنموده بر چمن *
بلبل من بزن نوا ، شکر خدای کن به جای*
ماه و ملک ، مهر و پری، آمدن و خوش آمدن*
( لطفا نظر دهید)
دیدگاه ها (۱۵)

بیارائید گُل وبستان که مهمان می رسد خانهخودم دیدم دو زلفانش ...

ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود کو شکری که عاشق او ز بت...

ای مرغ آشیان وفا خوش خبر بیابا ارمغان قول و غزل از سفر بیاپی...

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کندهمدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌ک...

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی ...

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند<همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌...

ای زده مطرب غمت دردل ما ترانه ای                      در دل ...

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمدپیک شادی ز بر حضرت جانان آمدم...

مکالمات خیام با دوست دخترش- کجایی عجیجم ؟+ ماییم و می و مطرب...

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمدپیک شادی ز بر حضرت جانان آمدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط