ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود

ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود
کو شکری که عاشق او ز بتر نمی‌شود
عشق که در میان جان هست میان جان نهان
وان دگری ز چشم او خیره‌تر نمی‌شود
در دل من چو آتش است عشق تو همچو آب خوش
آتش من به آب تو از دو طرف نمی‌شود
گر چه که چشم و غمزه‌ای هست مرا به هر سه جا
در سر خسته خواب تو هیچ بشر نمی‌شود
هست همیشه چشم تو خستهٔ هر شکستگی
جز به دو زلف ناب تو هیچ کمر نمی‌شود
کار وصال جز به خیال دهان تو
راست نمی‌رود کسی ، کان به شکر نمی‌شود
هر چه کنم ز جان و دل در سر زلف تو کنم
جمله به من جفا کنی ، کان به دگر نمی‌شود
دیدگاه ها (۱)

Attar-050705

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط