{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود

ای دل اگر تو عاشقی صبر کن بد نمی شود
کو شکری که عاشق او ز بتر نمی‌شود
عشق که در میان جان هست میان جان نهان
وان دگری ز چشم او خیره‌تر نمی‌شود
در دل من چو آتش است عشق تو همچو آب خوش
آتش من به آب تو از دو طرف نمی‌شود
گر چه که چشم و غمزه‌ای هست مرا به هر سه جا
در سر خسته خواب تو هیچ بشر نمی‌شود
هست همیشه چشم تو خستهٔ هر شکستگی
جز به دو زلف ناب تو هیچ کمر نمی‌شود
کار وصال جز به خیال دهان تو
راست نمی‌رود کسی ، کان به شکر نمی‌شود
هر چه کنم ز جان و دل در سر زلف تو کنم
جمله به من جفا کنی ، کان به دگر نمی‌شود
دیدگاه ها (۱)

در دریایی نهانمن در جلوی چشم خود می‌نگرم او را در من نگهی کر...

هر سو روانه کردی ، صد حور و صد پری رخ هر جا شکفته کردی ، صد ...

ای چهرهٔ تو چراغ عالمبا دیدن تو کجا بود غمشد خلد به روی تو س...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط