از مشــــــــرق خیـال

از مشــــــــرق خیـال
صبـــــــــــــــــــــــح از دریچــه
سر به درون می کــشد به نـاز
وز مشـــرق خـیال
تو ، صبــــــــــــح تابنــاک تری را
- سر در کنـــار من –
با چهره ی شکفـــته چو گلـــــهای نستــــرن
لبخــــند میـــــزنی.....
من ، آفتــــاب پاک تری را
در نوشــــــــخند مهر تو می بیــــنم
در مطـــلع بلند شکفــــــتن....
من ، روز خویـــــــــــش را
با آفتــاب روی تو
کز مشــــرق خیال دمیــــده است
آغاز میکنم.
دیدگاه ها (۱۷)

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

از مشــــــــرق خیـال صبـــــــــــــــــــــــح از دریچــه ...

من ، آفتاب پاک تری رادر نوشخند مهر تو می بینمدر مطلع بلند شک...

صبح از دریچه سر به درون میکشد به ناز   وز مشرق خیال تو ، صبح...

من آفتاب پاک‌تری را در نوشخندِ مهر تو می‌بینمدر مطلعِ بلندِ ...

#صبح_از_دریچه_سر_به_درون_می‌کشد_به_نازوز مشرقِ خیالتو، صبح ت...

من ... روز خویش را با آفتاب روی تو ،کز مشرق خیال دمیده است ...

من روز خویش رابا آفتابِ رویِ تو کز مشرق خیال دمیده استآغاز م...

مـــن روز خــــویـش را با آفتــابِ رویِ تــــو ،کز مشـرق خیـ...

مـن . . . روزِ خـویش را با آفتـابِ رویِ تـو ،کـز مشرق خیـال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط