من

‏من...

‏من...
روز خویش را..
با آفتابِ رویِ تو
کز مشرقِ خیال دمیده است
اغاز میکنم...
من با تو مینویسم و میخوانم.
من با تو راه می روم و حرف میزنم.‌‌‌..
وز شوق این محال : که دستم به دستِ توست
من جای راه رفتن..
پرواز می کنم...🦋🦋

سلاااام
صبحت بخیرونیکی جاناااااانم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

💖🎋... گاهی میانِ خلوتِ جمع،یا در انزوای خویش،موسیقیِ نگاهِ ت...

نور خورشید را می‌بوسمـ  و گیاه و پنجره و یاد خوبـ تو را...ص...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

من روز خویش رابا آفتاب روے توکز مشرق خیال دمیده‌ستآغاز می‌کن...

من روز خویش رابا آفتاب روے توکز مشرق خیال دمیده‌ستآغاز می‌کن...

صبحمن روز خویش رابا آفتاب روے توکز مشرق خیال دمیده‌ستآغاز می...

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

روز خویش رابا آفتاب روی توکز مشرق ،خیال دمیده استآغاز می کنم...

من روز خویش رابا آفتاب روی توکز مشرق خیال دمیده استآغاز می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط