خدایا !
خدایا !
روز که می آید، ترس و اندوه و اضطراب، گریبانم را می گیرد و همه چیز دست به دست هم می دهد تا تیرگی های ذهن، بر روشنایی خورشید چیره شود...
اما باز در لحظه ای بی آن که خود بدانم، تکیهگاهم می شوی، مرا یاد می کنی و از میانه گردابِ غم نجاتم می بخشی... آن زمان است که بی اختیار ، زندگی را دوباره با نام تو آغاز می کنم :
به نامِ خداوند جان و خِرَد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
بسم الله...
روز که می آید، ترس و اندوه و اضطراب، گریبانم را می گیرد و همه چیز دست به دست هم می دهد تا تیرگی های ذهن، بر روشنایی خورشید چیره شود...
اما باز در لحظه ای بی آن که خود بدانم، تکیهگاهم می شوی، مرا یاد می کنی و از میانه گردابِ غم نجاتم می بخشی... آن زمان است که بی اختیار ، زندگی را دوباره با نام تو آغاز می کنم :
به نامِ خداوند جان و خِرَد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
بسم الله...
- ۵۸۸
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط