همه ی آدمها یک روزی یک جایی...
همه ی آدمها یک روزی یک جایی...
یکی را دوست خواهند داشت...
یکی ممکن است در هجده سالگی دلبسته شود...
و دیگری در چهل سالگی...
یکی ممکن است هر روز بگوید دوستت دارم...
و دیگری در سکوتش غرق در دوست داشتن باشد...!
اما چه تلخ میشود زمانی که کسی را دلبسته خود کنیم و بعد بیخیالش بشویم...
حال خدا نکند آدمی را که عاشق کرده ایم کسی باشد که با خود عهد بسته دل نبندد...
و بعد در اوج روشن کردن احساس و دوست داشتنش او را ترک کنیم...
فرق نمیکند هجده سال دارد یا چهل سال...
همین که دل ببندد و شکست بخورد...
برای همیشه دردی در قلبش خواهد ماند که با برگشت آدمها هم دیگر آن دل ، دل نمیشود...!
یکی را دوست خواهند داشت...
یکی ممکن است در هجده سالگی دلبسته شود...
و دیگری در چهل سالگی...
یکی ممکن است هر روز بگوید دوستت دارم...
و دیگری در سکوتش غرق در دوست داشتن باشد...!
اما چه تلخ میشود زمانی که کسی را دلبسته خود کنیم و بعد بیخیالش بشویم...
حال خدا نکند آدمی را که عاشق کرده ایم کسی باشد که با خود عهد بسته دل نبندد...
و بعد در اوج روشن کردن احساس و دوست داشتنش او را ترک کنیم...
فرق نمیکند هجده سال دارد یا چهل سال...
همین که دل ببندد و شکست بخورد...
برای همیشه دردی در قلبش خواهد ماند که با برگشت آدمها هم دیگر آن دل ، دل نمیشود...!
- ۱.۸k
- ۲۲ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط