{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و

دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه


رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله
یه لبخند گوشه ی لبش نشست


بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلهای پارک رو میکنه!


باغبون هم با بیل افتاد دنبالش

پس چی!!!
فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخواستم ببینم یه دختره غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه


خخخ رواااانی D:
دیدگاه ها (۳)

رومان قطره قرمز (پارت 7)

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

فیک تهیونگ

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

عشق در قلبی سنگی))part:5ویو تهیونگوقتی که جونگکوک گفت:(جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط