{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Which one

Which one
part 15

من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم
معلوم نیست باز چه نقشه ای داره
هعیی ولش کن ک** ننش ( فحش به نیلا تو کامنتا آزاده😁 )
میخواستم برم گوشیمو از تو سالن غذاخوری بردارم که این زنیکه عجوزه رو دیدم اسمش چی بود سوجین
وای خدا رحم کنه باز چی میخواد یه نگاهی به سر تا پای من کرد و اومد جلو
ن. سلام
س. علیک سلام خانم فتنه
منظورش رو نفهمیدم و زیاد هم اهمیتی ندادم
اومد جلو تر و گفت
س. دنبالم بیا کارت دارم
من هم دنبالش رفتم
داشت میرفت سمت یه گوشه دنج امارت رو یه کاناپه روبه رو به هم نشستیم عینک ع**نش رو درآورد و گذاشت رو میز
س. خب خبر کار هات به گوشم رسیده
ن. چه کارهایی
س. شنیدم زیادی با تهیونگ من صمیمی شدی
از حرفش تعجب کردم و یه کوچولو ابروهام از رو تعجب توهم رفت گفتم
ن. ببخشید اشتباه به خدمتتون رسیده
خندید و نگاه به زمین کرد و دوباره نگاهش رو به من داد
س. اشتباه ؟
چند لحضه ای سکوت شد و ادامه داد
س. من هیچوقت اشتباه نمیکنم و حرفم رو دوبار نمیزنم از تهیونگ فاصله میگیری ( تیکه آخر با داد)
من چیزی نگفتم و از ترس چشمام رو بستم بعد بلند شد
س. در ضمن حواست باشه شب ابرو چندین ساله مارو نبری
بعد هم رفت

دلیل رفتار های عنش رو نمی‌فهمم عین اسکلا برخورد میکنه مگه من چیکارش کردم

هوففف بیخیال این یکی هم ک* ننش
داشتم از پله میرفتم بالا که ته رو دیدم اون هم داشت میرفت پایین
ایگنورش کردم و به راهم ادامه دادم که دستم رو گرفتم
ته. حالا دیگه منو ایگنور میکنی
چیزی نگفتم و سرم انداختم پایین
دستاش رو دور صورتم حلقه کرد
ته. هعی چیشده دلیل این رفتارهات چیه
ن.........
ته. باشه هرجور راحتی
ن.............
ته. هروقت نیاز به کمک داشتی اتاقم رو که بلدی
به نشونه تایید سر تکون دادم و رفتم تو اتاقم خودم رو پرت کردم رو تخت
.
.
.
نخوابیده بودم و یک گوشه زل زده بودم

یه نگاهی به ساعت گوشیم کرد نزدیک هفت بود مهمونی دو ساعت دیگه شروع می‌شد

بلند شدم و رفتم یه دوش گرفتم اومدم بیرون دیدم یک خانم رو کاناپه اتاقم نشسته و وقتی منو دید بلند شد
خ. سلام
ن. سلام شما
خ. ببخشید که بدون اجازه وارد اتاقتون شدم من واسه میکاپ صورتون اومدم
ن. آها خب خیلی خوش اومدین
خ. میتونم کارم رو شروع کنم آخه ممکنه طول بکشه و نرسید
ن. بله حتما
رفتم و رو صندلی اتاق میکاپم نشستم و اون هم کارش رو شروع
.
‌.
.
ساعت تقریبا هشت و ده دقیقه بود که کار موهام هم تموم شده کرلی و باز بودن رفتم اون خانم هم رفته بود و لباسم رو عوض کردم
و عطرم رو زدم و کفشهامو پوشیدم
رفتم پایین و دیدم هیشکی نیست اجوما رو دیدم ازش پرسیدم
ن. بقیه کجان
اج. دخترم اومدی چقدر زیبا شدی مرسی
ن. خواهش
اج. اونا زودتر رفتن و گفتن صبر کنی تا ماشین بیاد دنبالت
رو کاناپه نشسته بودم و با گوشیم ور میرفتم عکس و دابسمش میگرفتم
توهمون حین ماشین هم رسید
سوار شدم و رفتیم تا سالن مراسم اما قبل از اینکه برسیم راننده بهم گفتم باید یه ورود شیک داشته باشم اول میریم تو اتاق پشت صحنه بعدش زمانی که پدربزرگ دستور داد شما میرید داخل
ن. اوکی
ماشین رو پارک کرد و از در پشتی رفتیم همونجا نشستم و منتظر موندن که یهو نامجون رو دیدم
نا. سلام
ن. سلام
چشماش درخشید و گفت
نا. چقدر خوشگل شدی امشب
ن. مرسییی
نا. صبر کن پدربزرگ میره و یه سخنرانی میکنه توش تورو معرفی میکنه و بعدش تو باید بری
همون لحضه یه برگه ای داد دستم و گفت
نا. این متن رو باید بگی

نگاهی به برگه کردم
ن. اوکی

کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
شرطا
لایک ۳۰
کامنت ۲۵
بازنشر ۱۵
شرطا رو زود برسونید خوشگلا💖
دیدگاه ها (۳۶)

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

چت های منو اون دوستم 🥲💔https://wisgoon.com/989309_8425بچه ها...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

Which one part 13قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون ...

which one part 10 اول یه نگاهی به من کردمن هم زیر لب زمزمه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط