{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سلام_آقا امروز صبح وقتی به سمت مسجد میرفتم ی نگاه به ساع

#سلام_آقا امروز صبح وقتی به سمت مسجد میرفتم ی نگاه به ساعت کردم با خودم گفتم محاله بچه های گروه سرود صبح زود اونم روز جمعه بیان مسجد،کلید رو تو دستم گرفتم قدماهامو تند کردم ولی با کمال ناباوری دیدم بچه ها دم مسجد جمع شدند حتی بچه هشت ساله که مریضه به شوق سرود امام زمانش اومده ، شور و شوقشون منو به وجد آورد ،با خوشرویی به همه سلام کردم و کلیدو تو قفل چرخوندم .انگار همین دیروز بود منم جز گروه سرود بودم و حالا بوی پیری رو حس میکنم...
آقاجان خادمت پیر شد و نیومدی
انتظار ، انتظار آروم آروم داره منو میکشه .....
💞 🌟 💞 🌟 💞 🌟 💞 🌟 💞

@molaghatekhodak
دیدگاه ها (۲)

این یه عشقه بیبپارت : 9اون شب جونگکوک منو برد به عمارتش و من...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 65[فلش‌بک | دو ماه بعد]["ویو سلی...

عشق مثلث پارت ۶۶

#چهل_پنجصبح زود بلند شدم و رفتم حمومبعد از یه دوش اب سرد که ...

..𝒑𝒂𝒓𝒕.𝟸.

من تو رو برمیگردونم (پارت ۲۴)

تاوان انتخاب (پارت۵)

pawn/پارت ۱۳۳

عشق بی پایان p12

part⁹🎻🍪🥢

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط