{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر مستم اگر هشیارم

من اگر مستم اگر هشیارم
بنده چشم خوش آن یارم

بی خیال رخ آن جان و جهان
از خود و جان و جهان بیزارم

بنده صورت آنم که از او
روز و شب در گل و در گلزارم

این چنین آینه ای می بینم
چشم از این آینه چون بردارم

دم فروبسته ام و تن زده ام
دم مده تا علالا برنارم

بت من گفت منم جان بتان
گفتم این است بتا اقرارم

گفت اگر در سر تو شور من است
از تو من یک سر مو نگذارم

منم آن شمع که در آتش خود
هر چه پروانه بود بسپارم

گفتمش هر چه بسوزی تو ز من
دود عشق تو بود آثارم

راست کن لاف مرا با دیده
جز چنان راست نیاید کارم

من ز پرگار شدم وین عجب است
کاندر این دایره چون پرگارم

ساقی آمد که حریفانه بده
گفتم اینک به گرو دستارم

غلطم سر بستان لیک دمی
مددم ده قدری هشیارم

آن جهان پنهان را بنما
کاین جهان را به عدم انگارم

#مولانا
دیدگاه ها (۶)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط