عاقبت شوم قاتلان حضرت امام حسین (ع) و یارانشان:
1. یزید بن معاویه:
یزید و عبیدالله بن زیاد عاملان اصلی محاصره اردوی امام حسین (ع) در کربلا و سپس شهادت ایشان بودند. درباره نوع مرگ یزید، دومین خلیفه اموی روایتهای زیادی از سوی شیعیان و اهل سنت روایت شده اما تمامی آنها نوعی مرگ فجیع و در مواردی مشمئز کننده را نقل میکنند. در اینجا دو روایت معروف را بررسی میکنیم:
در روایتی آمده: «یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر دمشق دور شد، ناگهان آهویی دید. یزید به اصحابش گفت خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام میکنم؛ کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر میبرد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به مردی صحرانشین برخورد کرد که از چاه آب میکشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد. یزید گفت اگر بدانی که من کیستم بیشتر مرا احترام میکنی! آن عرب گفت ای برادر تو کیستی؟ گفت : «من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم!» عرب خشمگین شد و گفت سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی (ع) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا و سپس شمشیر یزید را گرفت تا بر سر یزید بزند اما شمشیر به سر اسب خورد. اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت میگرفت و یزید را بر زمین میکشید. آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا اینکه به اسب او رسیدند و فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود!»
در یک روایت دیگر گفته شده: «روزی یزید میمون خود را بر خری وحشی سوار کرده بود، خر وحشی میدوید و یزید نیز در حالی که مست بود، سوار بر اسب در پیاش میتاخت تا اینکه از اسب فرو افتاد و گردنش شکست.»
همچنین از شیخ صدوق (ره) درباره مرگ یزید روایت شده که «یزید شب با حالت مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیکه بدن او تغییر کرده مثل آنکه قیر مالیده شده باشد! (به شدت سیاه شده بود) بدن نحسش را در گورستان باب الصغیر دمشق دفن کردند.»
البته سرنوشت شوم یزید فقط محدود به دوران حیاتش نبود، بعد از مرگ نیز جنازه ناپاک او در قبر هیچوقت آرام نیافت؛ زمانی که بنیعباس با کمک سیاهجامگاه خلافت اموی را کنار زده و خلافت عباسی را تأسیس کردند، جسد تمام خلفای اموی (جز عمر بن عبدالعزیز که برخلاف دیگر امویان نیکوسرشت و عادل بود) از جمله یزید را از قبر بیرون کشیدند و پاره پاره ساختند. (روایت شده جنازه یزید همان طور که بر طبق روایتِ شیخ صدوق سیاه و همرنگ قیر شده بود، هنگام نبش قبر هم همچنان درحالی که پوسیده و فاسد شده بود سیاهیاش مشخص بود)
تازه اینها محدود به عباسیان هم نشد؛ بعد از آنها، نوبت به تیمور گورکانی رسید.
تیمور با اینکه اهل تسنن بود اما همیشه نسبت به آلابوطالب(ع) و اهلبیت و ائمه شیعه ارادت خاصی نشان میداد و در مذهب متعصب نبود و با شیعیان روابط خوبی برقرار کرد، حتی تا جایی که برخی مورخان به اشتباه گفتهاند او شیعه شده بود!
تیمور هدف خود از فتح شام و دمشق را انتقام از خون حسین بن علی (ع) و مجازات قاتلانش در قبور عنوان میکرد. زمانی که دمشق را فتح نمود، قبر معاویه و یزید را نابود کرد.
2. عبیدالله بن زیاد:
عبیدالله بن زیاد در زمان خلافت معاویه و اوایل خلافت یزید حاکم بصره بود و بعد از حرکت امام حسین (ع) به سمت کوفه، یزید وی را بجای نعمان بن بشیر به حکومت کوفه گماشت تا مسئول سرکوب قیام امام حسین (ع) باشد. او همان کسی است که سپاهی را به فرماندهی حر بن یزید ریاحی برای محاصره امام حسین (ع) در صحرای کربلا فرستاد و سپاهی را به فرماندهی عمر بن سعد و شمر بن ذیالجوشن به صحرای کربلا فرستاد تا امام حسین و یارانش را به شهادت رسانده و سرهای آنها را با اسرا به دمشق برای یزید بفرستند؛ و اما عاقبت شوم او:
چون اکثر قاتلان امام حسین (ع) در جریان قیام مختار ثقفی قصاص شدند، یک بار قیام مختار را توضیح میدهیم:
قیام مختار بن ابیعبید ثقفی در ربیعالاول سال 66 هجری قمری (اکتبر 685 میلادی) در زمان خلافت عبدالملک بن مروان (در شام و مصر) و عبدالله بن زبیر (در حجاز و فارس و خراسان) پس از قیام توابین آغاز شد؛ قیام توابین قیامی با شعار خونخواهی امام حسین (ع) از سوی کوفیانی که در سپاه امام حسین (ع) شرکت نیافته بودند آغاز شد و نام «توابین» به معنی «توبهکنندگان» است که همین منظور را میرساند؛ قیام مختار ثقفی نیز پس از آن قیام با همین شعار آغاز شد و ظاهراً صدور فتوای جهاد آن توسط محمد حنفیه (پسر سوم امام علی ع) انجام شده بود.
مختار موفق به تحت کنترل گرفتن بیشتر مناطق عراق، و مناطقی جبال، ری و آذربایجان شد. پس از موفقیت قیام، مختار تصمیم به مجازات قاتلانی که در کوفه اقامت داشتند گرفت...
(ادامه در پارت بعدی)
یزید و عبیدالله بن زیاد عاملان اصلی محاصره اردوی امام حسین (ع) در کربلا و سپس شهادت ایشان بودند. درباره نوع مرگ یزید، دومین خلیفه اموی روایتهای زیادی از سوی شیعیان و اهل سنت روایت شده اما تمامی آنها نوعی مرگ فجیع و در مواردی مشمئز کننده را نقل میکنند. در اینجا دو روایت معروف را بررسی میکنیم:
در روایتی آمده: «یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر دمشق دور شد، ناگهان آهویی دید. یزید به اصحابش گفت خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام میکنم؛ کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر میبرد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به مردی صحرانشین برخورد کرد که از چاه آب میکشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد. یزید گفت اگر بدانی که من کیستم بیشتر مرا احترام میکنی! آن عرب گفت ای برادر تو کیستی؟ گفت : «من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم!» عرب خشمگین شد و گفت سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی (ع) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا و سپس شمشیر یزید را گرفت تا بر سر یزید بزند اما شمشیر به سر اسب خورد. اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت میگرفت و یزید را بر زمین میکشید. آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا اینکه به اسب او رسیدند و فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود!»
در یک روایت دیگر گفته شده: «روزی یزید میمون خود را بر خری وحشی سوار کرده بود، خر وحشی میدوید و یزید نیز در حالی که مست بود، سوار بر اسب در پیاش میتاخت تا اینکه از اسب فرو افتاد و گردنش شکست.»
همچنین از شیخ صدوق (ره) درباره مرگ یزید روایت شده که «یزید شب با حالت مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیکه بدن او تغییر کرده مثل آنکه قیر مالیده شده باشد! (به شدت سیاه شده بود) بدن نحسش را در گورستان باب الصغیر دمشق دفن کردند.»
البته سرنوشت شوم یزید فقط محدود به دوران حیاتش نبود، بعد از مرگ نیز جنازه ناپاک او در قبر هیچوقت آرام نیافت؛ زمانی که بنیعباس با کمک سیاهجامگاه خلافت اموی را کنار زده و خلافت عباسی را تأسیس کردند، جسد تمام خلفای اموی (جز عمر بن عبدالعزیز که برخلاف دیگر امویان نیکوسرشت و عادل بود) از جمله یزید را از قبر بیرون کشیدند و پاره پاره ساختند. (روایت شده جنازه یزید همان طور که بر طبق روایتِ شیخ صدوق سیاه و همرنگ قیر شده بود، هنگام نبش قبر هم همچنان درحالی که پوسیده و فاسد شده بود سیاهیاش مشخص بود)
تازه اینها محدود به عباسیان هم نشد؛ بعد از آنها، نوبت به تیمور گورکانی رسید.
تیمور با اینکه اهل تسنن بود اما همیشه نسبت به آلابوطالب(ع) و اهلبیت و ائمه شیعه ارادت خاصی نشان میداد و در مذهب متعصب نبود و با شیعیان روابط خوبی برقرار کرد، حتی تا جایی که برخی مورخان به اشتباه گفتهاند او شیعه شده بود!
تیمور هدف خود از فتح شام و دمشق را انتقام از خون حسین بن علی (ع) و مجازات قاتلانش در قبور عنوان میکرد. زمانی که دمشق را فتح نمود، قبر معاویه و یزید را نابود کرد.
2. عبیدالله بن زیاد:
عبیدالله بن زیاد در زمان خلافت معاویه و اوایل خلافت یزید حاکم بصره بود و بعد از حرکت امام حسین (ع) به سمت کوفه، یزید وی را بجای نعمان بن بشیر به حکومت کوفه گماشت تا مسئول سرکوب قیام امام حسین (ع) باشد. او همان کسی است که سپاهی را به فرماندهی حر بن یزید ریاحی برای محاصره امام حسین (ع) در صحرای کربلا فرستاد و سپاهی را به فرماندهی عمر بن سعد و شمر بن ذیالجوشن به صحرای کربلا فرستاد تا امام حسین و یارانش را به شهادت رسانده و سرهای آنها را با اسرا به دمشق برای یزید بفرستند؛ و اما عاقبت شوم او:
چون اکثر قاتلان امام حسین (ع) در جریان قیام مختار ثقفی قصاص شدند، یک بار قیام مختار را توضیح میدهیم:
قیام مختار بن ابیعبید ثقفی در ربیعالاول سال 66 هجری قمری (اکتبر 685 میلادی) در زمان خلافت عبدالملک بن مروان (در شام و مصر) و عبدالله بن زبیر (در حجاز و فارس و خراسان) پس از قیام توابین آغاز شد؛ قیام توابین قیامی با شعار خونخواهی امام حسین (ع) از سوی کوفیانی که در سپاه امام حسین (ع) شرکت نیافته بودند آغاز شد و نام «توابین» به معنی «توبهکنندگان» است که همین منظور را میرساند؛ قیام مختار ثقفی نیز پس از آن قیام با همین شعار آغاز شد و ظاهراً صدور فتوای جهاد آن توسط محمد حنفیه (پسر سوم امام علی ع) انجام شده بود.
مختار موفق به تحت کنترل گرفتن بیشتر مناطق عراق، و مناطقی جبال، ری و آذربایجان شد. پس از موفقیت قیام، مختار تصمیم به مجازات قاتلانی که در کوفه اقامت داشتند گرفت...
(ادامه در پارت بعدی)
- ۶.۴k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط