***** اندیشه و احساس *****

***** اندیشه و احساس *****

ای که دیوارِ غرورت , چو حصارِ چین است .
کِبر را بگذر و بگذار , که بس ننگین است .

گنجِ قارون چه شد و قسمتِ قارون چه رسید ؟
او که با دستِ تهی خاکِ سِیه بالین است .

عاقبت هم دو سه متریست , زِ چلوارِ سفید .
بهرِ سلطان و گدا , توشه یِ آخر این است .

شیوه یِ دهر چنین بوده , از آن روزِ اَزَل .
بی گمان مقصدِ این ره , به یوم الدّین است .

مست و مدهوشم از اندیشه و احساست :عظیم .
چونکه الگویِ تو در بحرِ سخن : پروین است .
=====================
شعر از عبدالعظیم عربی= خوزستان .

یادآوری = منظور از پروین = شاعره زنده یاد
پروین اعتصامی جنّت مکان است .
دیدگاه ها (۲۱)

*** پند و اندرز ***ایکه دیوارِ غرورت چو حصارِچین است .کِ...

(باالهام ازاشعارِسنگ قبرِزینتِ تاجِ شاعره های جهان والگوی طب...

هیچیک از ما وقتِ مرگ خود را نمیدانیمامّا هر یک از ما میتوانی...

در وصف شاعره گرانقدر و زنده یاد:پروین اعتصامی افتخار ایران و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط