{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پند و اندرز

*** پند و اندرز ***

ایکه دیوارِ غرورت چو حصارِچین است .
کِبر را بگذر و بگذارکه بس ننگین است.


گنجِ قارون چه شد و؟ قسمتِ قارون چه رسید ؟
اوکه بادستِ تهی , خاکِ سیه بالین است.


عاقبت هم دو سه متریست زِ چلوارِسفید
بهرِسلطان و گدا توشهٌ راهش این است .


شیوه یِ دَهر چنین بوده ازآن روزِ اَزَل.
بیگمان مقصدِ این راه به یوم الدّین است.


مست و مدهوشم ازاندیشه و احساسَت عظیم .
چونکه الگویِ تو در بحرِ سخن . پروین است .
=====================
شاعر= عبدالعظیمِ عربی از خوزستان
( بندر ماهشهر و بندرامام -سربندر)
دیدگاه ها (۴۰)

*** شیدا (1) ***ای دل : به دلدارت بگو .من هم , شدم ش...

ادامه شعر( لا اِلهَ غَیرُ هو ). ...

*** کرشمه ساز ***اَبرو که بسی کرشمه ساز است .هر جنبشِ آن...

*** مرغِ دل ***مرغِ دل , در قفسِ سینه تکاپو دارد .بهر آز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط