{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشی

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش

ناله کرد و با قلم یک چادر خاکی کشید

گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود؟

گریه کرد و زیر چادر غنچه ای پرپر کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم

گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید
دیدگاه ها (۱)

گفتمــش نقــاش را از غـربت زهـرا بکـش گـریه کرد و با قلم یک ...

گفتمــش نقــاش را از غـربت زهـرا بکـش گـریه کرد و با قلم یک ...

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش/گریه کرد و با قلم یک چادر خاک...

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگیبا قلم نقش حبابی بر لب دریا ک...

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي، با قلم نقش حبابي بر لب دريا...

گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا...

گفتمش نقاش را نقشی بکش اززندگی با قلم نقش جالبی بر روی دریا ...

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بكش ،گريه كرد وبا قلم يك چادر. ...

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگیبا قلم نقش حبابی بر لب دریا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط