{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بكش ،

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بكش ،
گريه كرد وبا قلم يك چادر. كشيد ،

گفتمش پس غربت زهرا كجاى نقش بود
ناله كرد وزير چادر غنچه اى پر پر كشيد ،

ايام فاطميه تسليت
دیدگاه ها (۶)

برده عمارت جئون

از حرکت تهیونگ سمت سینک خنده‌م گرفت و آستین تیشرتش رو کشیدم:...

dark life =22

My Arirang Part 6

گفتمــش نقــاش را از غـربت زهـرا بکـش گـریه کرد و با قلم یک ...

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش/گریه کرد و با قلم یک چادر خاک...

گفتمــش نقــاش را از غـربت زهـرا بکـش گـریه کرد و با قلم یک ...

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگیبا قلم نقش حبابی بر لب دریا ک...

گفتمش نقاش راازغربت زهرابکش گریه کردوباقلم یک چادرخاکی کشید ...

وای مادرم گفتمش نقاش راازغربت زهرابکش گریه کردوباقلم یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط