{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بكش ،

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بكش ،
گريه كرد وبا قلم يك چادر. كشيد ،

گفتمش پس غربت زهرا كجاى نقش بود
ناله كرد وزير چادر غنچه اى پر پر كشيد ،

ايام فاطميه تسليت
دیدگاه ها (۶)

هفت سين ، سين سوم سبزهدر سنوات قبل از سنجد وسيب عرض كردم واك...

ضمن تسليت مجددشب خوش تا ديدارى دوباره اگر عمري باقى باشد در ...

سين دوم هفت سيندوستان اگر خاطر مباركتان باشد مجموعه اى از نم...

برحاشيه ى برگ شقايق بنويسيد گُل ، تاب فشار در و ديوار ندارد....

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۲به زور چشمامو باز کردم احساس...

از حرکت تهیونگ سمت سینک خنده‌م گرفت و آستین تیشرتش رو کشیدم:...

dark life = 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط