{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام کیومرث های من

سلام کیومرث های من
خوب بنده اکسورومین بای هستم
و دوست این کصخل اسما هستم خوب بزار اعتراف کنم که من کسی بودم که ایمیکو رو فیلتر میکرد حالا میگی چرا؟؟ خوب دلم میخواست ضایعش کنم دلم میخواستم کوچیکش کنم و از چشم خانوادش بیوفته و
همینطور دوستاش و من لو دادم که ویسگون داره من لو دادم که بله داره و با یک نفر چت میکنه که خیلی برام دلچسب بود که آپولون
نابود شد و دوستیشون به فاک رفت و بگم
من از اسما متنفرم تنفر دارم اون اوسی گاچا به نام لوکیو آمد شخصیت عجیبی ساخت که
رنگش مسخره بود و خط نداشت و من با این
مشکل کوچک بزرگ کردم و نابودش کردن و افسردگی گرفت دفه بعدی هم من گفتم برم تو گوگل یک اوسی برداره و ازش آرت بکشه
و خیلی خوشحال شدم یکی از گاد آرتیست های پینترست برداشته و بعد از 6ماه دیدم کسی نمی فهمه.و باهاش دوستن و من و دوست پسرم که کلی رفیق داره پخش کردیم
و همه بر علیه ایمیکو کصیی شدن و اون زمان
بهترین موقعیت بود که آشکار کنمش به خانواده اش که کردم و من خیلی لذت بردم که بدن ایمیکو کلی کبود شده کبود های سیاه که دیگه یک پسرم نگاش نمیکنه و بعد خودش اوسی شو تغییر داد و بازم شبیح اوس خود ویس بود و هیت خورد و اون دفه کار من نبود
ولی بعد خودم براش آرت کشیدم از اوسی پینترست رو رنگ کردم و اون کونیی رو خوشحال کردم و باز هیت خوردو آپولون ازش نا امید شد و فحشش داد و همینطور میزوکو و
توموکو ادامه یافت اونا هم به ایمیکو فحش میدادن و من خیلی خوشحال میشدم ولی
دیدم که افرادی هستن که ایمیکو رو کوچیک کنن و یکیش رو دیدم که با عکس فلاترشای گذاشته ...واقعا نمیدونم چرا نمیفهمین که این کسافت آشغال کصی، یک اسلایمه که خیلی ساده و زود باور و تا وقتی که اینستا نریزه اوضاع همینه و این بچه پاکه و اصلا سکس و شب جمعه و ... اصلا نمیفهمه و منحرف نیست آهان بگم که آپولون پولیوس
بدون که ایمیکو شمارتو داره و چندیدن بار قصد داشت باهات زنگ بزنه و عکس ازتو و
چیزهایی که موقعی ای که بله داشت رو داره
و همیشه میبینه و همیشه خدا از تو تعریف میکنه.... خوب بگم برید از این خارکصه کوشولو ویس عضر خواهی کنید
دیدگاه ها (۳۷۹)

یک چیزی بگم شاید باورتون نشهدیشب ساعت ۳نیم شب بود از محل کار...

مین یوناخیلی وقته دنبال یه رپر خفن و خوب با رول چریونگ می کر...

☆پارت ۱۲☆☆ستاره‌ای درشب☆آناستازیا لباس لو رو گرفت .آناستازیا...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وچهارم 𓆪 🖤🥀دستگیره‌ی در آرام چرخید.همه...

درودفونت نمی‌زنممن جونهی مك‌فیان هستم و اکانت اصلی من @jonhi...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

سیلامممخوبین عسلا؟ خب ببخشید نبودم درسام خیلی زیاد هستنووو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط