آهاها...من زندم🤙

آهاها...من زندم🤙
آم، چی بگم الان. معذبم با پست گذاشتن. به هر حالللل، این اوسی بدبختمو همون موقع کشیدم ولی خب اینطوری بودم که هیچوقت قرار نیست پستش کنم، پس براش بدن نساختم. ولی الان که داشتم تو گالریم میچرخیدم دیدم اعع اینم اینجاست بزار پستش کنم همینجوری (با اینکه اینجا عملا خالیه ولی خب اه) اطلاعاتم نمیدم چون برای کسی مهم نی اعع😀

اره خلاصه دیگه همین. آهان دیگم آرت نمیکشم نهم داره فشار میاره بهم اره دیگه این احتمالا آخرین کارم بود، اللته این قبل از اون انجیه کشیده شده بود✌. چقدر دارم زرررر میزنمممم کسی اصلا نمیخونه اینارووو. خب، صابخونه اوسیمه، همین
دیدگاه ها (۶)

《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ¹⁰《برگشت به زمان حال》آیزاوا: اوه...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

One

minji is talking🗣: «رواین...

این چشم... رزعلی... این رول هارو بودا... 😭خب بگذریمیه بنده خ...

پارت هفتم

عشق همراه با خشونت p16از زبان ا/ت+هوففف کوک تمام نشد -گفتم ط...

پارت ۶✙باید خوب باشی ✙فیک یونگی ✙

کاش بمیرماز خود قدیمم متنفرم خیلی متنفرمانگار اون کسی نیستم ...

دوست پسره soft 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط