{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تلخ

عشق تلخ
#پانیذ
از دیشب ب خاطر مامانم خواب ب چشام نیومد ولی انگار نه انگار دریغ از یکم نشون دادن حالم ماشینه خواهرمو گرفتم و رفتم سمته بیمارستان
خیلی خوشال بودم دنیا تو این حال فقط میخواست یکی کنارش باشه یکی مثل من ک از ته دلم دوسش داشتم
با این فکر و خیالا ب سمته بیمارستان میروندم رسیدم و ماشینو پارک کردم
ب سمته بیمارستان رفتم
رضا شوک بود. از چشاش معلوم بود ک هم مثلا من نخوابیده و هم خیلی گریه کرده
_رضا جون ؟ تو ک پسره ... ام ننه شما ک آقای پدره قوی ای بودین ک ((خنده))
میزاشتی حداقل دو روز میشد خواهرمونو تحویلت دادیم((خنده))
+اذیت نکن پانیذ جون برو ببین خواهره دست گلت چقد گریه کرده
_الهی بگردم .. اخه دختر ب این کوچیکی هنوز خودش بچس باردار بودنت چی بود دیگه ((خنده ))
با عجله رفتم سمته اتاقش
+الهی من فدای تو و اون بچه تو شکمت بچم اجی جوننن
_خدا نکنه دیوونه هنوز باورم نمیشه ((گرفته ))
+انقد گریه کردی چشات شده قده یه کاسه بیا این ابمیوه ای ک گرفتم و بخور یکم جون بگیری
_میل ندارم باشه..‌
+باشه واسه بعدا نداریم ب فکره خودت نیستی ب فکر خواهرزادم باش.حتمن قده یه نخوده..اخ من فداش بشم الهی
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

رمان دخت من

رمان عشق ممنوع

رمان آرام باش

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

رمان تو خود منی

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط