{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیایش شبانگاهی

نیایش شبانگاهی
خدایا
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...
اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنارمن نیست...
معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم
دیدگاه ها (۱)

خدایـــــا…از بــد کردن آدمهایتــــشکایتـــــ داشتـــــم به ...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

مافیای من

میبخشی پارت ۳

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نیایش شبانگاهیخدایا از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...

نیایش شبانگاهیخدایا از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...

خدایا از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...اما شکایتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط