بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
هیچ نگویید. مگر مجبور هستید که حتماً هر ادعایی را پاسخ دهید؟!
یک موقع کسی اندیشه غلط یا عمل خطایی دارد و مدعی میشود که این اندیشه یا باور من درست و حق است و این رفتار و عمل من درست و نیکوست؛ آن وقت انسان برای او توضیح میدهد که خیر، بلکه به این دلایل، حق و درست نمیباشد. اما یک موقع کسی میگوید: جهنم خدا را دوست دارم و دلم میخواهد بروم به جهنم، به شما چه؟! خب برود به جهنم، واقعاً به ما چه؟
الف)- اگر کسی مدعی شود که من عاشق خدا هستم، در ضمن نافرمانی میکنم و این اشکال ندارد و درست هم هست، پاسخ میدهیم که خیر، درست نیست. هر عشقی، هر محبتی و هر ادعایی، تعریفی دارد و البته امتحان هم دارد. چه رسد به محبت خدا. اما اگر بگوید: کاری ندارم که درست است یا غلط، بلکه دلم میخواهد هم ادعای محبت به خدا کنم و هم نافرمانیاش را بنمایم و به شما چه ربطی دارد؟ خب دیگر پاسخ ندارد.
توضیح: فرض کنید برای شما تعریف میکنند که یک پزشک متعهد یعنی چه؟ بعد یکی بگوید: من در پزشکی نه تحصیل میکنم و نه تعهدی را می پذیرم، اما من پزشک متبحر و متعهدی هستم! حال در پاسخ او، جز این که دروغ میگویی، چه میتوان گفت؟
فرض کنید که مردی به همسرش ابراز محبت نماید، بگوید من همسر تو هستم و تو را دوست دارم. بدیهی است که تمامی رفتارها و اعمال او، امتحان ادعایش میباشد و معلوم میشود که در این ادعا، صادق است یا کاذب. حال اگر این جمله را گفت و رفت - محبت نکرد - ظلم کرد خیانت کرد و خب خودش نشان میدهد که دروغ گفته است.
معرفت، عشق و محبت خدا نیز همین طور است. چه بندهاش ادعا بکند یا نکند، معلوم می شود که خدا را قبول و دوست دارد یا خیر؟
ب)- خداوند متعال در آیات متفاوتی، به وضوح بیان داشته که چه کسانی او را دوست دارند و چه کسانی ندارند – خودش چه کسانی را دوست دارد و چه کسانی را دوست ندارد - ویژگیهای دوستدرانش چیست؟ (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
هیچ نگویید. مگر مجبور هستید که حتماً هر ادعایی را پاسخ دهید؟!
یک موقع کسی اندیشه غلط یا عمل خطایی دارد و مدعی میشود که این اندیشه یا باور من درست و حق است و این رفتار و عمل من درست و نیکوست؛ آن وقت انسان برای او توضیح میدهد که خیر، بلکه به این دلایل، حق و درست نمیباشد. اما یک موقع کسی میگوید: جهنم خدا را دوست دارم و دلم میخواهد بروم به جهنم، به شما چه؟! خب برود به جهنم، واقعاً به ما چه؟
الف)- اگر کسی مدعی شود که من عاشق خدا هستم، در ضمن نافرمانی میکنم و این اشکال ندارد و درست هم هست، پاسخ میدهیم که خیر، درست نیست. هر عشقی، هر محبتی و هر ادعایی، تعریفی دارد و البته امتحان هم دارد. چه رسد به محبت خدا. اما اگر بگوید: کاری ندارم که درست است یا غلط، بلکه دلم میخواهد هم ادعای محبت به خدا کنم و هم نافرمانیاش را بنمایم و به شما چه ربطی دارد؟ خب دیگر پاسخ ندارد.
توضیح: فرض کنید برای شما تعریف میکنند که یک پزشک متعهد یعنی چه؟ بعد یکی بگوید: من در پزشکی نه تحصیل میکنم و نه تعهدی را می پذیرم، اما من پزشک متبحر و متعهدی هستم! حال در پاسخ او، جز این که دروغ میگویی، چه میتوان گفت؟
فرض کنید که مردی به همسرش ابراز محبت نماید، بگوید من همسر تو هستم و تو را دوست دارم. بدیهی است که تمامی رفتارها و اعمال او، امتحان ادعایش میباشد و معلوم میشود که در این ادعا، صادق است یا کاذب. حال اگر این جمله را گفت و رفت - محبت نکرد - ظلم کرد خیانت کرد و خب خودش نشان میدهد که دروغ گفته است.
معرفت، عشق و محبت خدا نیز همین طور است. چه بندهاش ادعا بکند یا نکند، معلوم می شود که خدا را قبول و دوست دارد یا خیر؟
ب)- خداوند متعال در آیات متفاوتی، به وضوح بیان داشته که چه کسانی او را دوست دارند و چه کسانی ندارند – خودش چه کسانی را دوست دارد و چه کسانی را دوست ندارد - ویژگیهای دوستدرانش چیست؟ (ادامه دارد...)
- ۲۷
- ۱۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط