بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
سؤال، حق انسان است و انسان سالم، تا زنده است و عقلش کار می کند، سؤال دارد و با یافتن پاسخها رشد می نماید؛ اما تردید، شک و شبهه، به ویژه دربارۀ عدل الهی، مقولۀ دیگری است!
الف) -همین که خدا را دوست دارید، که یعنی او محبّتش را در دل شما تجلی داده است و شما نیز آن را نپوشاندید کفر نورزیدید، یعنی همه چیز دارید؛ چرا که اصل محبّت است؛ همه چیز در محبّت است؛ و خیر دنیا و آخرت، در محبّت اوست و شرّ دنیا و آخرت نیز محبّت دنیای زود گذر و متاع دنیاست، بگونهای که جایگزین محبّت او شود و در زنجیرۀ محبّت ها، حلقه آخر و محبوب غایی قرار گیرد.
ب) -عدالت به معنای مساوات نیست، بلکه یعنی: قرار دادن هر چیزی در جای خودش. بنابراین، در جریان علتها و معلولها، اگر یکی سالم و دارا شد، عین عدالت است و اگر دیگری بیمار یا نادار شد نیز عین عدالت میباشد.
عدالت، با ترحم، تفضل، یا حتی حکمت نیز متفاوت است، رفتار خداوند سبحان با بندگان مؤمن یا حتی کافرش، از روی رحمت، لطف، جود، کرم، حلم و فضل اوست و اگر بخواهد با عدلش رفتار کند، احدی روی زمین باقی نمیگذارد : وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا - و اگر خدا مردم را به سزاى آنچه انجام دادهاند مؤاخذه میکرد میگرفت، هيچ جنبندهاى را بر پشت زمين باقى نمى گذاشت؛ ولى تا مدتى معين مهلت شان مىدهد و چون اجلشان فرا رسد خدا به كار بندگانش بيناست.( سوره فاطر آیه 45)
از اینرو، سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه، از یک سو اذعان می نمایند : عَدْلٌ فینا قَضآؤُکَ - قضای تو دربارۀ ما، عین عدل است.
و از سویی دیگر میگویند: وَعَدْلُکَ مُهْلِکى وَمِنْ کُلِّ عَدْلِکَ مَهْرَبى - و عدالت تو هلاک کننده من است، و من از همه عدالت تو گریزانم.
دارایی و ناداری :علّتها، اسباب و حکمتهای دارایی و ناداری، بسیار است که اگر بخواهیم طبق آیات قرآن مجید و احادیث بررسی و بیان نماییم، شاید چند جلد کتاب بشود، لذا فقط به صورت خلاصه، به چند نکته اشاره میشود :
1-آدمی، بایک اندیشۀ قارونی، عادت دارد که موفقیتها را از علم، هنر و توان خودش ببیند و شکستها را متوجه خدا کند! میگوید: این ثروت را من به دست آوردم؛ اما آن فقر را خدا داد، او اینطور خواسته، چرا؟!
اگر چه رازق اوست و اوست که می دهد، می گیرد یا نمی دهد؛ اما بدون دلیل، حکمت و قاعده نیست.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
سؤال، حق انسان است و انسان سالم، تا زنده است و عقلش کار می کند، سؤال دارد و با یافتن پاسخها رشد می نماید؛ اما تردید، شک و شبهه، به ویژه دربارۀ عدل الهی، مقولۀ دیگری است!
الف) -همین که خدا را دوست دارید، که یعنی او محبّتش را در دل شما تجلی داده است و شما نیز آن را نپوشاندید کفر نورزیدید، یعنی همه چیز دارید؛ چرا که اصل محبّت است؛ همه چیز در محبّت است؛ و خیر دنیا و آخرت، در محبّت اوست و شرّ دنیا و آخرت نیز محبّت دنیای زود گذر و متاع دنیاست، بگونهای که جایگزین محبّت او شود و در زنجیرۀ محبّت ها، حلقه آخر و محبوب غایی قرار گیرد.
ب) -عدالت به معنای مساوات نیست، بلکه یعنی: قرار دادن هر چیزی در جای خودش. بنابراین، در جریان علتها و معلولها، اگر یکی سالم و دارا شد، عین عدالت است و اگر دیگری بیمار یا نادار شد نیز عین عدالت میباشد.
عدالت، با ترحم، تفضل، یا حتی حکمت نیز متفاوت است، رفتار خداوند سبحان با بندگان مؤمن یا حتی کافرش، از روی رحمت، لطف، جود، کرم، حلم و فضل اوست و اگر بخواهد با عدلش رفتار کند، احدی روی زمین باقی نمیگذارد : وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا - و اگر خدا مردم را به سزاى آنچه انجام دادهاند مؤاخذه میکرد میگرفت، هيچ جنبندهاى را بر پشت زمين باقى نمى گذاشت؛ ولى تا مدتى معين مهلت شان مىدهد و چون اجلشان فرا رسد خدا به كار بندگانش بيناست.( سوره فاطر آیه 45)
از اینرو، سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه، از یک سو اذعان می نمایند : عَدْلٌ فینا قَضآؤُکَ - قضای تو دربارۀ ما، عین عدل است.
و از سویی دیگر میگویند: وَعَدْلُکَ مُهْلِکى وَمِنْ کُلِّ عَدْلِکَ مَهْرَبى - و عدالت تو هلاک کننده من است، و من از همه عدالت تو گریزانم.
دارایی و ناداری :علّتها، اسباب و حکمتهای دارایی و ناداری، بسیار است که اگر بخواهیم طبق آیات قرآن مجید و احادیث بررسی و بیان نماییم، شاید چند جلد کتاب بشود، لذا فقط به صورت خلاصه، به چند نکته اشاره میشود :
1-آدمی، بایک اندیشۀ قارونی، عادت دارد که موفقیتها را از علم، هنر و توان خودش ببیند و شکستها را متوجه خدا کند! میگوید: این ثروت را من به دست آوردم؛ اما آن فقر را خدا داد، او اینطور خواسته، چرا؟!
اگر چه رازق اوست و اوست که می دهد، می گیرد یا نمی دهد؛ اما بدون دلیل، حکمت و قاعده نیست.(ادامه دارد...)
- ۵۹
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط